ana dili

بیر مجلیسده اون ایکی کیشینین صحبتی

وکیل:- حقسیزه حقلی دییوب بیر چوق گناهه با تمیشام.

حکیم:- دردی تشخیص ایتمیوب ، قوم – اقربا آغلا تمیشام.

تاجر:- من حلال ایله حرامی بیر – بیرینه قاتمیشام.

روضه خوان :- امتین پولین آلوب ، من گؤزلرین ایسلاتمیشام.

درویش :- نرده بولسه‌م سوق آچوب مین – مین یالان سؤز ساتمیشام.

صوفی :- روز و شب حق ، حق دییوپ ، من هرکسی اویناتمیشام.

ملا :- گونده بیر فتوا ویروپ ، مخلوقی چوق آلداتمیشام.

علم :- قطع امید ایتمیشم ، یکسر بو قومی آتمیشام.

جهل :- اورتاده کیف ایلیوب ، من هم مرامه چاتمیشام.

شاعر:- بلبله ، عشقه ، گله دائر یالان فیرلانمیشام.

عوام :- آنلامام هرگز ، جهالت بسترنده یاتمیشام.

غزته چی:- من جریده‌م دولماق ایچون مطلبی اوزاتمیشام.

 

                                      میرزا علی اکبر صابر

شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

بیر سؤزجۆگ و نئچه آچێقلاما:

بۇ کوْرا میلچه‌ک و فارسجا اوْلان پشه کوره نئچه گۆندۆ منیم فیکیریمی قاتمێشدێ، بیلدیم کی بۇردا اوْلان «کوْرا و کۆره» «خرده و ریزه و کیچیک» آنلامێندا اوْلابیله‌ر. اوْنا گؤره سایێن ایسماعیل هادی بی‌یین «فرهنگ ترکی نوین» (چاپ 1379) آدلێ کیتابینا مۆراجیعه‌ت ائتدیم. اوْنا گؤره کوْرامال سؤزجۆگۆنده‌ن سوْرا آیرێ بیر زاد تاپانمادێم. آنجاق بیر نئچه آیرێ سؤزجۆیه باش وۇردۇم. یئتیب-یئته‌رسیز نظریمه بیر نئچه ایضاح گلدی. اوْلارێ بۇردا گتیریره‌م. آنجاق منیم بی‌یه الیم چاتمێر و اینترنتی ده آدرس تاپابیلمه‌دیم. اۇمۇدوم وار بۇ جسارتی باغێشلایالار.

 

v    کوْرا: خرده . ریزه

کوْرامال/کوْر ایلان: نوعی خزنده شبیه مار که سم ندارد.

کوْرامال ایلان: مار کوچک و کم خطر – بیزیم چاراوْیماقدا ایشله‌نیر شاخمار ایلانێن قاباغێندا.

کوْرا میلچه‌ک: پشه کوره، خێردا میلچک

پشه کوره . { پ َ ش َ / ش ِ رَ / رِ } (اِ مرکب ) پشه ٔ خرد. پشه ریزه (لغتنامه دهخدا اینترنت)

کوْران-کوْرانا سالماق: اندک-اندک تاراج کردن، کم-کم به غارت بردن و دزدیدن که یک دفعه متوجه تمام شدنش شوند. کوْرالاماق، کوْرلاماق

کوْرا یوْل: راه باریکه، کوره راه

کوره راه: راه باریک، کوره راه

آنچه معلوم است یکی بودن این دو کلمه است. حالا از ترکی وارد فارسی شده یا از فارسی وارد ترکی؟

 

v  کالاوا: آذ. (در مورد بنا و ساختمان) خرابه، مخروبه، ویرانه، بنایی که در و پیکر آن را درآورده باشند، بی در و پیکر. آغزی کالاوا: دهان گنده و بی‌ریخت.

مترّک کلمه «خرابه» (عربی): خرابه >خارابا>خاراوا>خالاوا>کالاوا!

صص 647-648

آنجاق منجه بئله ده اوْلابیله‌ر:

کالاوا=کال (نارس، کال، بی ثمر) +آوا (یورد، مکان): کالاوا علاوه بر معنای بالا بوستانی را گویند که نزدیک خانه و کاشانه شخص و چسبیده به ساختمانش باشد که در بهار در داخل آن سبزی و خیار و گوجه‌ای کاشته و بقیه وقتها در آن وسایل اضافه و به عبارتی آشغال هم می ریختند که در و دیوارش خراب می شد و گاها" هم حتی بدون در می ماند تا بهار بعدی که بخواهند چیزی در آن کارند که در و دیوارش را تعمیر می کردند و این استفاده معنی ما از این کلمه را می رساند.

 

v    کتیره: صمغ گون - ص649

بیزلر «کیتیرگه» و «کتیرگه» دییه‌ریک. سۆپۆرگه، گؤتۆرگه و ... کیمی

 

v    کۆره‌کن: ص 669

کۆر+اکه‌ن: کۆره‌‌ن/ کۆر: نسل، تخم و ترکه

آت کۆرۆکله‌ییب/ کۆرۆک: دایچا و .../ کۆرسک/کۆره‌مک: طلب نر کردن که خودتان بیان کردید./ اکه‌ن: کارنده

حتما" این نفرین قدیمی ها را هم شنیدید که "آتاوا لعنت اۇشاق اکه‌ن {آتاسێ}"

 

v    گره‌ن: ص 689 – دفعه، نوبت

بیزیم وارێمێزدێ: داوار گره‌ن باسدێ اوْتلایێر/ داوار گره‌ن وئردی/ داوار گره‌نله اوْتلایێر. که منظور هجوم دسته جمعی و ردیفی گله در چریدن می باشد.

 

v    گزه‌نه: ص 690 – در جنوب غرب چاراوْیماق گیزیر تێکانێ گفته می شود که از آن در پختن نوعی «کؤکه» که همان «خێتاب» باشد استفاده می کنند.

 

v    ص 691 گم/ص 692 گمیرمک

می توانند از یک ریشه باشند. چنانچه گم بر دهان اسب زنند آنرا می خاید و حالت جویدن دارد. که صدای آن نیز بلند می شود.

 

v    ص 655 ککیره

در منطقه ما دو نوع تلفظ می شود: ککیرگه/ ککیره

تلفظ اول با ککیرمک ص 693 (گه‌ییرمک) همخوانی دارد که با استفاده از پسوند «گه» که معمول است و قبلا" هم مثال زدم ساخته شده است. و وجه تسمیه آن به خاطر تلخی بیش از اندازه آن که باعث گه‌ییرمک می شود می تواند باشد.

 

v    گیلیف: ص700

بین کۆلفه، کۆللۆک و گۆلۆف (کۆلۆف) که ما استفاده می کنیم می تواند ارتباط نزدیکی باشد.

 

v    گؤل:ص 715

گؤله‌ک: حوضچه، برکه/ آنجاق بیزیم ماحالدا گؤلمه‌ج سؤزجۆگۆ وار کی گؤله‌ک‌دنده کیچیکدیر دئمه‌لی بو گؤله‌ک یئرینه ده ایشله‌نر.

دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

آذربایجان فولکلورو

(یکانات منطقه­سی منوقرافیاسی اساسیندا)

تألیف و گردآوری:

میر هدایت حصاری

 

یئکن­ده

اینام­لام و اوستوره­وی دوشونجه­لر

(شامانیسمه و توتئمیزمه دایانان اینام­لار)


ادامه مطلب
سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

نام «ایران» را «مغولان» بر این سرزمین نهادند

 

11م تیر، 1385

نویسنده: دکتر حسین فیض الهی وحید

سرزمینی که امروز با جغرافیای معلومش ایران گفته می‌شود در قدیم‌الایام «خونیرث» و یا «خونیره» و بعد «ایران ویچ» و «ایران» گفته شده است.

«خونیرث» - یا خونیرس- نام قدیمی و اولیه این سرزمین است که از دو جزء «خون» و «یرث» تشکیل شده است. جزء اول آن مخفف «خیون» یا همان «خون» و «هون» است که در زبان ساسانیان و بویژه در کتاب رزمنامة «ایاتکا زریران» به اقوام ترک «آق هون» یا «هون سفید» یا آفتالیت و هیاطله اطلاق می‌شد و «یرث» یا «یره» همان «زمین» است که رویهمرفته معنی «سرزمین هونها» را می‌دهد و نشان از آن دارد که «اقوام ترک زبان هون» اولین ساکنان این مرز و بوم بودند.


ادامه مطلب
سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

www.ocaq.net varlıq –sayı 123-4 qış 1380

 

بحثی پیرامون کلمة ایران و منشأ آن

 

اسماعیل هادی

 

نقل از: مجلة سحر، تیر و مرداد ۱۳۸۱ (دانشگاه علوم پزشکی تبریز)

این کلمه اولین بار در شاهنامه به طور و سیع به عنوان نام یک ملک و محل به کار می رود. اما مثل دیگر اسامی فردوسی از ایران نقشه ای در ذهن ندارد، جغرافیای این » جغرافیایی شاهنامه، حد و حدود آن معلوم نیست. اصولا” نجد را نمی داند و ایران او مرز معین ندارد. تنها جغرافیای موجه در شاهنامه فقط شامل خراسان (موطن خود فردوسی - هادی) است که همه جا با ایران یکی گرفته میشود. در گفتگو از نواحی دیگر، یا شاهنامه ساکت است و یا اوهام می بافد1« جغرا فیای فردوسی مثل تاریخ او فسانه ای بیش نیست که در یک خروار آن مثقالی حقیقت به زحمت توان یافت که آن هم متأسفانه به فساد تعصب آلوده است.اسامی جغرافیایی شاهنامه اغلب اگر موهوماتی بیش نباشند ، هویت مشخصی ندارند کابل در هندوستان است ، مازندران محل معینی ندارد، آمل و ساری در سیستان است، البرز در هندوستان و حتی شرق و غرب عالم به هم ریخته و معنای خاور و باختر در هم آمیخته است ٢. ارزش جغرافیایی شاهنامه چیزی در این حد بیش نیست ، هر چند که برخی شیفتگان شاهنامه مقام فرا بشری برآن قایلند «دانشنامه ای که یکی از گرانمایه ترین و پر ارج ترین چکیده های اندیشه والای همة مردم گیتی(!) در درازنای تاریخ (!) (لابد به طول یک سر انگشت!) دریایی سرشار از دانشها و آگاهی های گوناگون چون تاریخ پیدایی تمدن دیوارگری (؟) و ساختمان سازی و پزشکی و مومیایی و جغرافی و حکمت و فلسفه و موسیقی و آیین های ملی و دینی و کشور داری و پند و اندرز و زبانشناسی و ادبیات و داستان و سخنگو یی و ده ها و. سدها (!) گونة دیگر ٣«…


ادامه مطلب
سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

در سوگ فضیلت و اخلاق دروغین / سید حیدر بیات

گؤلن آی ۲۷, ۱۳۸۸

شروع کردن مقاله‌ای با این عنوان بسیار سخت است. در زمانی که سر در پیله خود داری و به همه چیز می‌اندیشی، جز سیاست. به ناگاه چه هولناک خود را در گرداب می‌یابی. کسانی که به باد شرطه پیک صبا می‌فرستادند تا کشتی این ملت را به ساحل امنی برسانند و پاسدار حرمت آنان باشند خود باغبان شریک دزد و یار قافله‌ای بیش نبوده‌اند و
هر چه بگندد نمکش می‌زنند
وای به روزی که…
از خاتمی چه چیزها که نیاموخته‌ بودیم: حرمت انسانها، عزت، کرامت و چندین مشت کلمه دیگر که استاد قدرت به این طوطی خوش نام و نشان یاد داده بود تا «به زیر دلق مرقع» چه‌ها نهان دارد و به نام شریف‌ترین اصول انسانی از قبیل فضیلت و اخلاق، کرامت، حرمت، حریت و دموکراسی، پایه‌های نژادپرستی را در این مرز و بوم استوار گرداند و با یارانی چند از استانهای کویری خویش …
حال که دلق مرقع را باد تکنولوژی آنی به کناری می‌زند و سیمای واقعی این سمبل اخلاق لحظه‌ای نمایان می‌شود چه جویها که از اشک دیده و خون دل که نه از تهوع ساده اندیشان و قدیس‌پرستان پرنمی‌شود.
تمام جویهای این شهرها پر است. مدینه فاضله دموکراسی و گفتگوی تمدنها امروز بوی عفن استفراغ شهروندان را می‌دهد. امروز طاعون نژادپرستی بر شهرهای ما چیره شده است.
امروز خاتمی به پایان می‌رسد، اما فضیلت همچنان بر سر جای خویش ایستاده است. آن فضیلت نیست که فرو می‌ریزد این چشمان ماست که فریب خورده بود. کذابان و منافقان اما، باید مجازات شوند. میرحسین موسوی، کروبی، ابطحی حتی اعلمی باید عذرخواهی کنند. همه آنان که روزی نقد فضیلت را بی عیار زدنی به بازار مسلمین فرستاده بودند، گناهکارند.
*
بسا که یاران دولت نهم در بر افتادن این پرده نقشی داشته باشند. نرد باختن با تاس ملل غیر فارس زبان بخصوص ترکها هنوز پررونق است، اما هیچ کس حتی اگر لیلاج هم زنده شود این بازی را نخواهد برد. این بازی سراسر شکست و فضیحت است. و تنها راه آن قبول حرف و حساب.
و حساب حساب است و کاکا برادر.
نرادان محترم! آقایان!
تا شکست نخورده‌اید لختی اندیشه کنید. ممکن است فردا کوزه‌ای منتظر شما باشد. بازگشت از آن کوزه که همان مرگ سیاسی - اجتماعی است برای هیچ کس میسر نخواهد بود.

حیدر بیات

واقعا" جای تاسف است و البته جای تعجب نیست چون اینان با این همه دبدبه و کبکبه و دفاع از حرمت انسانی در زمان قدرت و حکومت خود هیچ کاری در جهت از بین بردن تبعیض زبانی و نژادی موجود در جامعه نکردند که هیچ! بلکه دلقکی نبوی نام در زمان آقایان کارش مسخره کردن لهجه و گویش و سخنان امام جمعه اورمیه بود. و یا دلقک دیگر ماهی صفت در زمان آقایان اوج گرفت.

آری نژاد پرستی و فارسی پرستی و ترک و ترکی ستیزی و کلا" تحقیر ملل غیر فارس در بین آقایان امری عادی است و الا چه لزومی داشت که ضد ترک معروف و نژادپرستی چون خرازی را وزیر امور خارجه قرار دهند.

ای تورکانی که هنوز هم فریفته اصلاح طلبان هستید و نمی خواهید قبول کنید که اینها از همه ضد ترک ترند اینک بخود آیید. این از رئیس شان وای به حال خودشان.

آری به فکر خود باشید و حزب و گروهی ترکی راه اندازید نه اینکه خود را به ابن و آن بچسیانید.

فیلم توهین محمد خاتمی به ترکها:

خاتمی و ایصلاح طلبلر خصوصی جلسه لرینده تورکلر جوک دئییب و تورکلری قانماز و زینا ائدن تانیتدیرماقا چالیشیللار- ویندور مدیا پلیرفایلین بوردان آلین(Windowes Madia Player)

(3gp)خاتمی نین و ایصلاح طلبلرین تورکلره توهینی موبایلدا بولوتوث ایچین

(MP4)خاتمی نین و ایصلاح طلبلرین تورکلره توهینی 

سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

گؤزه‌ل بایاتیلار

 

٣٠٠ کیلو بایت-ورد فرمه‌تینده

یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝

ائللـه‌ریمز گۆله گۆله، آیاق قوْیسۇن یئنی ایله، قۇتلو دئدیم شانلێ ائله
قوْی شاد اوْلسۇن ائل اوْبامێز، قۇتلۇ اوْلسۇن بایرامێمیز

۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝

من دئمیره‌م دونیا یالان دونیادێ
یالان بیزیک دونیا قالان دونیادێ
بوْشالدێقجا داییم دوْلان دونیادێ
سن اؤزۆن ده دونیا کیمی دوْغرۇسان
آخێ سن ده «آذربایجان» اوْغلۇسان

۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝۝


ادامه مطلب
یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

زلیم خان یوسیف اوغلو یعقوب (زلیم خان یعقوب)

زلیمخان یعقوب
 

زلیمخان یعقوب 2/1/1950 اینجی ایلده گورجستان جمهورییتینین بولنیسی ائلینین«کپنکچی» کندینده آیدین بیر عایله ده دونیایا گلدی. آتاسی فن معلیمی اوْلسادا ادبییاتا اۆستونلوک وئریردی. آناسی گۆللو خانیم تۆرک فولکولورونون یاخشێ بیله‌نی ایدی. اؤزللیکله بایاتیلار، ناغیللار، داستانلار ساحه‌سینده تانینمیش بیله‌نلرده‌ن ایدی. آیرێجا آنا طرفینده ده‌یرلی شاعیرلر واریدی. بویوک دده‌سی«آلخاص آغا حاج عالی اوغلو»‌نو تانێمایان یوخ ایدی.1967 اینجی ایلده دوْغما کندینده اوْرتا مکتبی قۇرتارێب آذربایجان دؤولت بیلی‌یوردونون کیتابخانه‌چیلیک فاکولته‌سینی بیتیردی. ادبی یارادێجیلیغا 15 یاشینداایکن «مئشه‌بی» آدلێ لیریک شعرله باشلادێ. ایلک شعری بولنیسی‌نین «غلبه بایراغی» غزئته‌سینده یایێنلاندێ. 1968 ایجی ایلینده باکی‌یا یئرله‌شدی. ادبی، اجتماعی فعالییتینی باکی‌نین ایستی قۇجاغێندا آذر کیتاب تشکیلاتیندا ساتیجی، باش ساتیجی، شعبه مودورو، کؤنۆللو کیتاب سئورلر جمیعتینده مرکزی یایین مودورو، یازیچی نشرییاتیندا ادبی شعبه مودورو کیمی وظیفه‌لرینده باشلادێ 1995 و 2000 ایجی ایللر ایکی کره اولاراق آذربایجان میللی مجلیسینه باکی‌دان میللت وکیلی سئچیلدی

 

 

شاعیرین چاپ اوْلۇنموش اثرلری:

 

1ــ کؤنلومون سسی گنجیلیک 1980 باکی

2ــ یولوم ائلدن باشلانیب یازیچی 1981 باکی

3ــ اود آلدیغیم اوجاغلار یازیچی 1989 باکی

4 ــ بیز بیر عشقین بوتاسییق یازیچی 1989 باکی

6 ــ زیارتین قبول اولسون گنجلیک 1991 باکی

7 ــ شاعیر طالعی (فرانسیزجا ) گنجیلیک 1991 باکی

7 ــ شاعیر هارایی گنجیلیک 1995 باکی

9 ــ بیر الی تورپاقدا بیر الی حاقدا آذربایجان 1997 باکی

9 ــ بویاشیل آغاجین آلتی بیزیمدی آذربایجان2000 باکی

10 ــ سؤز جامی ( گورجو دیلینده ) آذربایجان2000 باکی

10 ــ زلیمخان یعقوب ( فوتو آلبومو ) آذربایجان2001باکی

 12ــ سنی سئومک اوچون گلدیم دونیایا اوجاق 2003 استانبول

13 ــ زلیمخان یعقوب یاشایشی و بیرنئچه شعرلری بیلفئلد آلمان

14 ــ زلیمخان یعقوب. نیظام الدین اونک آنکارا 2003

15 ــ من سنین قلبینه نئجه یول تاپیم آذربایجان 2004 باکی

16 – قایێداق اووه‌ل کی خاطیره‌له‌ره گنجلیک 2005 باکی

17 – گؤزلریمین نورو دوغولدوغوم بوتورپاق پئداگوژییا 2005 باکی

18 – من بیر داغ‌چییام پئداگوژییا 2006 باکی

 

 

عدالتی دینله‌دیم

 

کیم کئچه‌ردی اوْ کئچدییی یوْللارێ،

کیم آشاردێ اوْ آشدێغێ یاللارێ،

کیم وۇراردێ اوْ وۇردۇغو خاللارێ،

افسانه‌نی، حقیقه‌تی دینله‌دیم،

بیر مجلیسده عدالتی دینله‌دیم،


ادامه مطلب
یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()

آخی دونیا فیرلانیر

دونه ن بیر آجی خبه ر آجی چاغدا یئتیشدی:

بختیار واهاب زاده دونیاسین دییشدی

ALLAH RƏHMƏT ELESİN!!! 

آللاه اونا رحمت ائله سین، گوزل شاعیریدی.

گوزل اثرلری واردیر

گوزل آدام گوزل کیشی

بختیار محمود اوغلو وهابزاده 1925-جی ایلده شکی شهرینده آنادان اولموشدور

بوردا شاعیرین سایتین الده ائده بیله رسیز و اونون آثارین

اونون حیاتین و آثارلارین ویکی پئدیادا اوخویون


ادامه مطلب
شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ توسط ماحمیت سینماز نظرات ()